ابراهيم عاملي ( موثق )

302

تفسير عاملي ( فارسي )

ابن عبّاس در جواب گفت : اين آيه بشما مربوط نيست زيرا كه پيغمبر ( ص ) چند نفر يهود را دعوت كرد و چيزى پرسيد آنها جواب ديگر دادند و اصل مطلب را پوشيده داشتند و به اين كار خود شاد بودند و انتظار داشتند كه از آنها قدردانى شود ، و اين آيات را خواند * ( ( وَإِذْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ « الخ . « فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ » 188 ابو الفتوح : ضحّاك و عيسى بن عمرو بتاء قرائت كرده‌اند . يعنى : تو اى پيغمبر و اى مسلمانان گمان مبريد آنها را ، مجاهد و ابن كثير و ابو عمرو بياء خوانده‌اند يعنى : آنها خود را نپندارند و جهت تكرار جمله را مفسّرين مثل بيضاوى و ابو السعود و ابو الفتوح فقطَّ تأكيد دانسته‌اند چون اوّل آيه اين جمله بوده است و چند جمله ى ديگر تا نتيجه ى مطلب فاصله شده است از اينجهت براى تأكيد و روشن شدن مطلب دوباره آورده شده است . سخن ما : 1 - توبيخ مىكند آنهائى را كه علم خود را پنهان مىكنند و دانسته و فهميده حقايق را براى استفاده ى شخصى به صورت ديگر جلوه مىدهند . 2 - ادب مىكند آنهائى را كه براى خود مقام و منزلت معيّن كرده‌اند و با اينكه ارزش و خدمتى براى مردم ندارند فقط بسرمايه ى شخصى و يا تملَّق و خوش آمد گفتن از صاحبان قدرت خوشوقت هستند و افتخار مىكنند و مىخواهند ديگران آنها را بزرگ بشمارند و محترم بدارند . آيت 188 با جمله ى * ( ( يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا « اين مردمرا معرّفى مىكند و با جمله ى * ( ( فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ » سرنوشت آنها را نشان مىدهد . مثنوى حال اين گونه مردم را در قيامت چنين توصيف كرده است : نامه اى آيد بدست بنده اى سر سيه از جرم و فسق آكنده اى اندر او يك خير و يك توفيق نه جز كه آزار دل صدّيق نه پر ز سر تا پاى زشتى و گناه تسخر و خنبك زدن بر اهل راه آن دغل كارى و دزدىهاى او و آن چو فرعونان انا انّاى او چون بخواند نامه ى خود آن ثقيل داند او كه سوى زندان شد رحيل آن هزاران حجّت و گفتار بد بر دهانش گشته چون مسمار بد